دست های ظریفی که تمشک می چینند

اینجا (لات)هست،لات به ان معنای که شما می اندیشید نیست.دلتای سپید رود که طی سالیان متمادی و با سعی و تلاش گیل مردان گیلان به شالیزارتبدیل شده. در دور و بر مرزها و پشته ها و کنار نهرهای کوچک و بزرگ ،بوته های تمشک به صورت خودرو،رشد کرد.گیاهی که زادگاه اصلی ان شمال امریکا است در اینجا از منطقه استارا تا استان گلستان،انهم بدون هیچ کاشت وداشتی به رشد دیوانه بارخود ادامه می دهدوگاهی اوقات موجبات مشقت کشاورزان را فراهم می اورد.اما انچه که این روزها و در اخرین روزهای شهریوردر لات چشم گیر هست،تمشک چینان هستند که به تعداد10بیست نفر سوار نیسان شده وبرای چیدن به اینجا می ایند،اکثرانها کودکانی هستند که ایام فراغت خود را به چیدن تمشک می گذارانند.دستهای نازک وظریف دختران وپسران درمصاف با تیغ های ریز و درشت بوته تمشک،سرانجام طی تلاشی سرسختانه به مقصد خود می رسند.والش کیلویی ده هزارتومانی به قیمت بسیارپایین ترازصاحبان دستهای تیغ خوره ستانده می شود وسرانجام با قیمتی چند برابردرظرف های چند کیلویی درکنارجاده ها وخیابان ها ومیدان شهرهای شمالی فروخته می شود.فرشته هنوزده سالش تمام نشده است،او سعی می کند درچند رومانده به مدرسه پول خوبی به جیب بزند.اما واقعیت چیز دیگریست،پول اندک دریافتی هزینه مواد پاک کننده رنگ تمشک از رو دستانش نمی شود،حالا جای تیغ های باقی مانده رو دستش جای خود را دارد.با وجوداین زندگی این جورچیزها سرش را نمی شود،عشق به زندگی بنابرمیلی پنهانی در درون انسانهاست که ضررو زیان سرش نمی شودودراینجا فرشته نیز پا به پای دیگران به تلاش بی پایان خود ادامه دهد،تا چرخه زندگی همچنان ادامه یابد

/ 0 نظر / 30 بازدید