گلهای کناررود

اینجا کناررودخانه شمیرودردو طرف تخته سنگی نه چندان بزرگ روییده ایم.جایمان بد نیست.صدای این رودخانه کوچک و خروشان هم مانند لالائی مادرانه هست،که ما را ازاضطراب و دلتنگی درمی اورد.بیشتر اوقات باران و مه و شبنم تن وجسم ظریف ونحیف ما را با وسواسی خاص وبا نوازش شتشو می کند.حالا یکی ازان مواقع است که مژگانم اغشته به اب هست...گرچه عمرمان بسیاربسیارکوتاه هست اما همیشه امیدوار هستیم،امیدوار به پذیرایی از زنبورها وپرندگان. با غنچه های کوچک خود هم مانند لبخند کودکانه پذیرای ادمیان هستیم ...وهمچنان به امید روزی دیگر و رویش دیگرنظاره گر اطراف باقی خواهیم ماند...

/ 0 نظر / 27 بازدید