پاشاکی جی

عکس خاطره بقیه موارد
 
رئیس خوب یا بد
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٥ : توسط : محمد فاضلی پاشاکی

بخاطر اونکه از یونان از وبلاگم دیدار کرد و بخاطر تو که شرمنده ام کردی از گوشه و کنار ایران بدیدارم امدی دوستتان دارم از ساعت 3 شب بیدار هستم و روز سختی را در بانک گذراندم ولی حالا می خواهم دو عکس اپلود کنم و بخوابم و اینکه کجای ایران و دنیا هستی می خواستم سئوالی ازت بکنم راستی بین تو و رئیست چه می گذرد؟ رئیست ادم خوبیه یا اینکه ژست مدیری می گیرد و می گوید :بچه ها دیر نکنید و سرموقع سر کار بیاید ، کمتر چای و قهوه بخورید و کمتر دستشوئی بروید و کمتر کل کل کنید و یا اینکه از شما می خواهد مثل ان قدیم ها که سر صف مدرسه دستتانمان را بلند می کردیم تا اقای ناظم ناخن هایمان را ببیند با اخم و تخم می گوید اقایون وخانمهای همکار، وحله اول بهداشت خیلی مهمه بهداشت شخصی را می گوئیم (مثل اینکه می خواهید ازمایشگاه کار کنید) و حالا دستهایتان را بلند کنید تا ناخنهایتان را ببینم .شاید،همش اخم بکند ویا اصولا ادم اخموئی باشد وحتی یک چای یا قهوه با شما نخورد و با خود بگوید اگر این کار را بکنم اینها پُر رو می شوند و از سرکُولم بالا می روند ،همانا خودم را عصبانی نشان دهم( بیچاره عجب زندانی برای خود درست کرده همانا و صد چنان بهتردر زندان خودش باقی بماند).اصولا رئیستان در جشن وپارتیتان شرکت می کند و یا خدا ی ناکرده در مصیبت وارده با وجود این خوشا بحال ما کارمند ها و کارگر ها که دنیامان همش خاکی است و همش پیش هم هستیم نه در یک اطاق جداگانه با دوربین مدار بسته با کُلی دک و پُز اما گاهی اوقات یه توفیر های هست مثل این رئیس ما که دل مهربانی دارد ، ولی صحبت از وام نکنید که اصلا خوشش نمی اید