پاشاکی جی

عکس خاطره بقیه موارد
 
ساعت 10:30چه اتفاقی افتاد
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۳ : توسط : محمد فاضلی پاشاکی

مشغله ام در بانک ،باعث شده که بین من و وبلاگم و از هم بدتر بین من و دوربینم جدائی بیافتد.امروز یکشنبه مورخه 23/5/1390خورشیدیست.جرقه ای در ذهنم باعث شد که به گذشته بر گردم ،سال 1369 .اینجا در ارودگاه تکریت اوضاع بسیار نامناسب و غیر قابل تحمل است هزران ایرانی سرباز و غیر سرباز همانند من در این اردوگاه وسایر ارودگاههای همجوار در شرایط بدی بسر می برند.اسایشگاهای سقف بتونی عراقیها همانند یک تنور عمل می کنند .اب بسیار کم و و از حمام خبری نیست مگر اینکه بعد از 10 نوبت شما بشود و یک دوش بگیری. اجرلو سرباز لشگر ذوالفقار که مانند من یک سرباز صفر پیاده است هروز صبح در اسایشگاه بانگ می اورد که:بچه ها بلند شید 302 ها امده اند . یک ماهی است که اجرلو فریاد نمی زند ،اخه می دانید بیچاره خسته شده است با وجود این ما نا امید نمی شویم و به انتظار ازادی می مانیم . چند روزی است که شیرعلی لر بچه ممسنی از بچه های تیپ هوابرد شیراز که شبها برای بچه های اسایشگاه ما که داستان های هزار یک شب را می گوید خبر دیدار نماینده ایران و دولت عراق را می دهد هیچ معلوم نیست ، ناقلا این خبر را از کجا اورده است .امروز چهارشنبه است مورخ24/5/1369 دیشب خواب اقای گداعلی حقدوست را دیدم،او از روستا شیوا شهرستان سیاهکل به دیدنم امده بود .اری او به اینجا امده بود به تکریت شهری درکناره دجله با پادگانی پر از اسیر ،پشت سیم خار دارها منتظرم بود ،دیدمش بوسیدمش و ازش خواهش نمودم که به عمویم حسینعلی فاضل بگوید که من اینجا هستم و برای ازادیم کاری بکند. ساعت 9 صبح است تلویزیون دم بدم اعلام می کند قائد بزرگ پیام مهمی برای رهبران ایران دارد.ثانیه ها بکندی می گذرد ،بچه ها نصفی در محوطه و نصفی در اسایشگاه هستند و عراقی ها قدری مهربون شده اند .همهمه عجیبی در محوطه گرم و سوزان و پر از گرد و خاک ارودگاه در گرفته است و اجرلو سرباز صفر مثل همیشه بانگ می اورد می گوید بچه ها تا پرواز چیزی نمونده ساعت 9:45 دقیقه جمعیت کمتری در محوطه است وبیشتر افرد در داخل سالن هستند ساعت 10:5 جنبنده ای در محوطه ارودگاه وجود ندارد ،سالن مملو از اسراست 10:30 صبح ،سالن پر ازجمعیت است ولی در ان صدائی شنیده نمی شود جز صدای تلویزیون .نامه صدام به رئیس جمهور ایران بدینسان خوانده می شود 24 مرداد 1369 روز 24 مرداد 1369، صدّام حسین رییس جمهور عراق با ارسال نامه مهمی خطاب به رییس جمهوری اسلامی ایران، تمامی شرایط ایران برای برقراری صلح میان دو کشور از جمله قرارداد 1975 الجزایر، عقب نشینی نیروهای عراق از اراضی اشغال شده ایران و آزادی اسیران ایرانی را پذیرفت. نامه صدام حسین طی 11 سالی که تا آن زمان از روابط خصمانه وی با جمهوری اسلامی ایران می گذشت، کاملاً منحصر به فرد و در نوع خود بی سابقه بود. این نامه اگر چه در ظاهر امر به منزله پیروزی دیپلماسی ایران در مناقشه طولانی با رژیم بغداد بود، امّا زیرکی هایی دارد که نمی توان در قضاوت راجع به علت ارسال نامه آن ها را نادیده گرفت، از این رو برای تحلیل نامه صدام حسین، مرور آن ضروری می باشد. نامه رییس جمهوری عراق در ساعت 10 و 30 دقیقه صبح چهارشنبه 24 مرداد 1369، به وقت تهران به شرح زیر از رادیو صوت الجماهیر بغداد قرائت شد: حضرت رییس جمهور، علی اکبر هاشمی رفسنجانی رییس جمهوری اسلامی ایران. پس از اتکال بر خداوند متعال و به نیت از بین بردن تمامی موانعی که بر سر راه ایجاد روابط برادرانه میان تمام مسلمانان و از جمله برادران مسلمان ایران وجود دارد و به منظور فعال ساختن جدی و هماهنگ کردن برادران مومن جهت رویارویی با اشراری که می خواهند به مسلمانان و امت عرب ضربه بزنند و برای اینکه ایران و عراق را از تحریکات و بازی های قدرت های شرور بین المللی و وابستگان آنان در منطقه بازداریم و به منظور هماهنگی با روح اصولی که در 12 اوت 1990، به منظور ایجاد صلح دائمی و همه جانبه در منطقه اعلام کردیم و خواست ما از آن نامه برقراری صلح دائمی و همه جانبه در منطقه بود و برای این که از هرگونه بهانه ای که مانع از همکاری و موجب افکار بد می شود، ممانعت کند، همچنین برای این که امکانات عراق، دور از صحنه رویارویی عظیم معطل نماند و به منظور به کار گرفتن آن ها در جهت اهدافی که مسلمانان و اعراب شرافتمند، به حق بر آن توافق دارند و دوری جستن از تداخل سنگرها و کینه ها و بغض ها و برای این که خیرخواهان، راه خود را در بازگشت روابط عادی خواهند یافت، به عنوان ثمره مذاکرات از زمان نامه 21/4/1990 ما، تا آخرین نامه شما، در هشتم اوت 1990، به عنوان حل نهایی و روشنی که جای هیچ گونه ابهامی باقی نگذارد، تصمیمات زیر را اتخاذ کردیم: 1- موافقت با پیشنهاد شما که در نامه جوابیه مورخه هشتم اوت 1990، توسط 'برزان ابراهیم تکریتی' نماینده ما در ژنو، از آقای سیروس ناصری نماینده شما دریافت شد. پایه قراردادنِ قرارداد 1975، به عنوان اصول منسجم با آنچه که در نامه 30 ژوئیه 1990، بویژه در مورد تبادل اسرا و بندهای 6 و 7 از قطعنامه 598، آمده است. 2- بر اساس آن چه که در بند اول این نامه و آن چه که در نامه مورخه 30 ژوئیه 1990، آمده است، ما آماده ایم هیأتی را به تهران بفرستیم و یا هیأتی توسط شما به بغداد اعزام شود تا موافقتنامه ها را جهت امضا آماده کند. 3- به عنوان ابتکار حسن نیت، ما از روز جمعه هفدهم اوت (26/5/69) نیروهای خود را از مرزهای شما فرا می خوانیم و تنها نیروهای سمبلیکی را به عنوان نگهبانان و پلیس مرزی باقی می گذاریم تا در شرایط طبیعی به وظایف روزمره خود عمل کنند. 4- کلیه اسرای جنگ با تمام تعداد بازداشت شدگان را فوراً از راه مرزهای زمینی از جمله خانقین و قصر شیرین و مناطقی که مورد توافق دو طرف خواهد آمد، آزاد خواهیم کرد و ما اولین گام در این زمینه را، روز جمعه هفدهم اوت بر خواهیم داشت. آقای رفسنجانی رییس جمهور! با این تصمیم ما، همه چیز روشن و تمام خواسته ها و مسایلی که بر آن تکیه می کردید، تحقق می یابد و چیزی نمانده است، مگر این که موافقتنامه ها آماده و امضا شود تا هر یک از ما جهت ورود به زندگی جدید، اشراف واضح داشته باشیم. همکاری ما باید در سایه اصول اسلامی و احترام متقابل و دور کردن طرف هایی باشد که خواستار شر، برای منطقه هستند و قصد دارند از آب گل آلود ماهی بگیرند و شاید با یکدیگر همکاری کردیم تا خلیج، دریاچه صلح وامن و خالی از ناوگان و نیروهای خارجی باشد که بدخواه ما هستند، بعلاوه همکاری در مسایل حیاتی دیگر. و الله أکبر و الحمدلله صدام حسین – رییس جمهوری عراق 23 محرم بچه ها پس از شنیدن نامه صدام و خبر ازادی اسرا در تاریخ26/5/1369 همدیگر را در اغوش می گیرند و غرق بوسه می نمایند و بدین ترتیب انروز دیس 5 نفره غذا در محوطه بلا تکلیف می ماند و از همه بدتر که دیگر شبها بر چشمان کسی خواب نمی امد و برای ازادی ثانیه شماره می شد باور نمی کنید بخدا راست می گوئیم. کوچکتان محمد فاضلی پاشاکی .