پاشاکی جی

عکس خاطره بقیه موارد
 
شوخی بد !!!!
ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱۳ : توسط : محمد فاضلی پاشاکی

من  ،محمد   هستم   محمد فاضلی  پاشاکی ،شاید من به  زرنگی  شما  نباشم ولی کمتر از شما هم نیستم  به چشمهایتان  نگاه  می کنم ،  خواهش  می کنم نگوئید که اینده ام را  پیش بینی  می کنید چون این کار مختص  خداوند است.بچشمهایتان  نگاه می کنم و شما را با  همسرتان  اشتی  می دهم  و اگر پسر  هستید داستان سوزناک و عاشقانه ای   برایتان می  نویسم  و یا  اینکه شما را در کنارشوهرتان در داخل اتومبیلی شیک  و زیبا و سریع  قرار می دهم که همه انگشت  به دهان بمانند و شما را بهمدیگر نشان بدهند اگرچه مشهور نیستم ولی در بین شما هستم و از این بابت خوشحالم  و دوستتان دارم اما غیر از نویسندگی کار دیگری هم بلدم  و انهم  اری  درست  حدس زدیید عکاسی است  اگرچه عکاسیم هنری نیست  ولی  براحتی  لحظات  را شکار می کنم   مثل این عکس که نشانتان می دهم ولی قبل از نشان دادنش دو خواهش از شما دارم 1-کتاب داستان باران در اردوگاه که خودم نوشتم بخرید و دوم اینکه شما در کدام مملکت زندگی  می کنید یک کارت دعوت برایم بفرستید بیام کلی عکس بگیرم شوخی  کردم بابا  خانمم  لیلا نمی گذارد پایم را از اطاق بیرون بگذارم اخه می دانید 27 ماه در عراق زندانی بودم اری    اسیر جنگی   یا  powخوب  حا لا برای  دیدن عکس  اینجا کلیک کنید و حتما عکس  را ببیند خواهش  می کنم   تمنا  می کنم